معنی کابت
17 بازدید
[ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از کبت. هلاک سازنده. به روی دراندازنده. بر زمین افکننده. بر روی افکننده : اباحسن لاتبعدّن و کلنا لهلکک مفجوع له الحزن کابت. فلم یتفقدنی من العلم واحد هراق اناءالعلم بعدک کابت. ابواحمد یحیی بن علی منجم (در رثاء ثابت بن قره). برای سایر ابیات این رثاء رجوع به ثابت بن قره شود.[ بَ ] (اِخ) کابة. موضعی است به بلاد تمیم یا آبی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کابت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر