معنی ژیگولت
7 بازدید
[ گُ لِ ] (فرانسوی، ص، اِ)تأنیث ژیگولو. زنِ خودآرا که پیوسته در لهو و لعب و مجالس رقص وقت بگذراند.
کلمات همقافیه با «ژیگولت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر