معنی ژینسنه
6 بازدید
[ سُ نِ ] (اِخ) آرماند. نام وکیلی از وکلای مجلس کنوانسیون از دستهٔ ژیروندن . مولد بردو. وی در پاریس به دار آویخته شد (۱۷۵۸-۱۷۹۳ م.).
کلمات همقافیه با «ژینسنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر