معنی ژوپینزن
6 بازدید
[ زَ ] (نف مرکب) آنکه ژوپین افکند. نیزه زن. رجوع به زوبین زن شود: سپه بود بر میمنه چل هزار سواران ژوپین زن و نیزه دار.فردوسی. راوت (؟) ژوپین زن خاراشکاف پشت به پشت از پی روز مصاف. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ژوپینزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر