معنی واژه ژولیدهموی
3 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب) پریشان موی. آنکه موی و زلف آشفته و درهم دارد: اَشوع، اشعث؛ مرد ژولیده موی. شَعْثاء؛ زن ژولیده موی. (منتهی الارب). منتفش الشعر و منتفشةالشعر؛ ژولیده موی : همی رفت ژولیده دستار و موی کف دست شکرانه مالان به روی.سعدی. - ژولیده موی شدن؛ پریشان موی شدن. زلف درهم شدن. شَعَث. (منتهی الارب).