معنی واژه ژوش
3 بازدید
(ص) تند و تیز و سخت و زودخشم بود: کردمت بانگ ای مه سیمین ژوش خواندم ترا که هستی ژوش. رودکی (از لغت نامهٔ اوبهی). زوش. رجوع به زوش شود.(اِخ) زوش. سمعانی گوید: قریه ای از قراء بخاراست و گمان میکنم نزدیک نور باشد. (الانساب سمعانی ورق ۲۸۱).