معنی واژه ژو
4 بازدید
[ ژَ / ژُو ] (اِ) دریا بود. (لغت نامهٔ اسدی): مرد ملاح تیز اندک روراند بر باد کشتی اندر ژو.عنصری.(اِخ) نام قلعهٔ دوب در مرز فرانسه و سویس در چهارکیلومتری پونتارلیه.[ ژُوْ ] (اِخ) پُل. نام مورخ ایتالیائی. مولد کُم (۱۴۸۳-۱۵۵۲ م.).