معنی ژنگوی
7 بازدید
[ ژَ ] (اِخ) نام یکی از بزرگان چین : به چین اندرون بود حسنوی نام دگر سرکشی بود ژنگوی نام.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ژنگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر