معنی ژنرالقنسول
7 بازدید
[ ژِ نِ قُ ] (فرانسوی، اِ مرکب) یا ژنرال کنسول. سرکنسول و کارپرداز اول. آنکه تعهد امور ابناء کشور خویش را در مملکت بیگانه کند.
کلمات همقافیه با «ژنرالقنسول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر