معنی ژفکاب
6 بازدید
[ ژَ ] (اِ مرکب) آب و چرکی که در گوشهٔ چشم جمع شده باشد خواه تر باشد خواه خشک. (برهان). پیخ. قی (در چشم). رمص. غمص. ژفک. رجوع به ژفک شود. - ژفکاب از چشم پاک کردن؛ شوخ از چشم ستردن و زدودن آن .
کلمات همقافیه با «ژفکاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر