معنی واژه ژفت
4 بازدید
[ ژَ ] (ص) تناور. (آنندراج). فربه. || لاغر. (آنندراج). نحیف (از لغات اضداد است): برو بزیر رکابش چو اسب تازی چست مباش در ره حکمش چو گاو کاهل ژفت. ؟ (از شعوری).[ ژُ ] (ص) بخیل و ممسک : با او چگونه گشت زبان ژفت یا جواد با او چگونه رفت فلک نرم یا درشت. ؟ (از شعوری).