معنی واژه ژرمن
5 بازدید
[ ژِ مَ ] (اِخ) نامی که به ساکنین ژرمانی یا آلمان اطلاق می شود. این قوم چنانکه از اخلاق و زبان و صورت ظاهر آنان پیداست از نژاد آریائی هندواروپائی هستند که در حدود قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد بنابه روایتی از آسیا مهاجرت کرده و از طریق درهٔ دانوب به اروپا راه یافته اند و آنان یکی از شعب هشتگانهٔ ملل هندواروپائی بشمار می روند. نام ژرمن شامل آلمان های غربی و شرقی اروپا و انگلوساکسونها و اسکاندیناویها نیز می شود. دین قدیم آنان پرستش مظاهر طبیعت بود و در نظام اجتماعی ایشان هر فردی آزادی تام و تمام داشت.[ ژِ مَ ] (اِخ) اگوست ژان. نام کنتِ مونت فرت و سیاستمدار فرانسوی. مولد پاریس بسال ۱۷۸۶ و وفات در همانجا بسال ۱۸۲۱ م.[ ژِ مَ ] (اِخ) اگوست. نام مورخ و رمان و نمایشنامه نویس فرانسوی. مولد پاریس بسال ۱۸۶۲ و وفات در همانجا بسال ۱۹۱۵ م.[ ژِ مَ ] (اِخ) الکساندر شارل. نام مورخ فرانسوی. مولد بسال ۱۸۰۹ در پاریس و وفات بسال ۱۸۸۷ م. در مونت پلیه. او را آثار بسیاری است.[ ژِ مَ ] (اِخ) پیر ژرمن اول. نام زرگر معروف فرانسوی (۱۶۴۷-۱۶۸۴ م.).[ ژِ مَ ] (اِخ) پیر دوّم. نام زرگر معروف فرانسوی (۱۷۲۲-۱۷۹۷ م.). وی را بسبب اقامت در رُم رومی گویند. رسالتی در اصول فن زرگری دارد.[ ژِ مَ ] (اِخ) سوفی. نام ریاضی دان فرانسوی. مولد پاریس بسال ۱۷۷۶ و وفات در همانجا بسال ۱۸۳۱ م.[ ژِ مَ ] (اِخ) (قدیس) نام اسقف اکسرو متولد در همان شهر در حدود سال ۳۹۰ و متوفی در راوِن بسال ۴۴۸ م. ذکران او روز ۳۱ ژوئیه است.[ ژِ مَ ] (اِخ) (قدیس) نام اسقف پاریس. مولد در نزدیکی اُتُن بسال ۴۹۶ و وفات در پاریس بسال ۵۷۶ م. ذکران وی روز ۲۸ ماه مه است.[ ژِ مَ ] (اِخ) (قدیس) او را ژرمن کوزَن گویند. وی در پیبراک نزدیکی تولوز بسال ۱۵۷۹ م. متولد شد و بسال ۱۶۰۱ در همانجا درگذشت. مقبرهٔ او زیارتگاه مردم است.[ ژِ مَ ] (اِخ) میشل. از مردم فرانسه. بِنه دیکتن سنت مور و عالم به خطوط قدیمه. مولد بسال ۱۶۴۵ در پرون و وفات بسال ۱۶۹۴ م. در پاریس.[ ژِ مَ ] (اِخ) هانری. نام سیاستمدار و متخصص در امور مالی فرانسوی. مولد لیون بسال ۱۸۲۴ و وفات در پاریس بسال ۱۹۰۵ م. او را آثاری چند است.