معنی ژرفی

معنی واژه ژرفی

5 بازدید
[ ژَ ] (ص نسبی) منسوب به ژرف. || (حامص، اِ) عمق . گودی. غور. یکی از ابعاد سه گانه مقابل درازی و پهنی. (برهان). ژرفا: به روستای ارغان چاهی آب است ژرفی آن همهٔ جهان نتواند دانست. (حدود العالم). اگر خون آن کشتگان را ز خاک بژرفی برد رای یزدان پاک همانا که دریای قلزم شود که لشکر بخون اندرون گم شود.فردوسی. بدان دادگر کو سپهر آفرید بلندی و ژرفی و مهر آفرید.فردوسی. بسوی باز شدن سوی او چنان تازند چو سوی ژرفی خاشاکها بر آب روان. فرخی. همانجا یکی سهمگین چاه بود که ژرفیش صد شاه رش راه بود. اسدی (گرشاسب نامه). - بژرفی؛ با کمال دقت. با تأمل. با تعمّق : بژرفی نگه دار هنگام را بروز و بشب گاه آرام را.فردوسی. پژوهش فزای و بترس از کمین سخن هرچه باشد بژرفی ببین.فردوسی. همه رازها بر تو باید گشاد بژرفی ببین تا چه آیدت یاد.فردوسی. سپه ران بیاری سالار خویش بژرفی نگه دار پیکار خویش.فردوسی. برهنه دگرباره بگذارشان بژرفی نگه دار بازارشان.فردوسی. وزان پس بدو گفت رو کار خویش بژرفی نگه دار و مگریز بیش.فردوسی. بژرفی نگه دار گفتار من مبادا که خوار آیدت کار من.فردوسی. بژرفی بدین خواب من گوش دار گزارش کن این را و هم هوش دار. فردوسی. - بژرفی نگه کردن؛ به تعمق نگریستن. بژرفی دیدن در. تعمق در آن. دقت در آن : بژرفی نگه کن که با یزدگرد چه کرد این برافراخته هفت گرد.فردوسی. نهفته همه رازها بازجست بژرفی نگه کرد کار از نخست.فردوسی. بژرفی نگه کن سراپای اوی همان کوشش و دانش و رای اوی.فردوسی. پرستنده باشی و جوینده راه بژرفی به فرمانش کردن نگاه.فردوسی. به لشکر بترسان بداندیش را بژرفی نگه کن پس و پیش را.فردوسی. بژرفی نگه کن چنان هم که هست به گفتار و دیدار و جای نشست.فردوسی.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید