معنی واژه ژان ششم
5 بازدید
[ نِ شِ شُ ] (اِخ) ماری ژزف لوئی. پادشاه پرتقال. وی نخست در زمان جنون مادر، نایب السلطنهٔ پرتقال بود و در سال ۱۸۰۷ م. کشور وی به دست فرانسویان افتاد و پس از آن واقعه به برزیل رفت و در ۱۸۲۱ بازگشت و اساس حکومت مشروطه را در پرتقال بنا نهاد (۱۷۶۹ -۱۸۲۶ م.).[ نِ شِ شُ ] (اِخ) پاپ مسیحی از سال ۷۰۱ تا ۷۰۵ م.[ نِ شِ شُ ] (اِخ) کانتاکوزن . امپراطور بیزانس از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۵ م.[ نِ شِ شُ ] (اِخ) لوساژ. دوک برتانی متوفی در ۱۴۴۲ م.