معنی واژه ژان دوم
4 بازدید
[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) پادشاه پرتقال از سال ۱۴۸۱ تا ۱۴۹۵ م. (۱۴۵۵-۱۴۹۵ م.).[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) نام کنت ریشمونت از ۱۲۳۹ تا ۱۲۸۶ م. و دوک برتانی از ۱۲۸۶ تا ۱۳۰۵ م.[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) پادشاه آراگن (۱۳۹۷-۱۴۷۹ م.). او را نیز عنوان پادشاهی ناوار بود.[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) پاپ مسیحی از سال ۵۳۲ تا ۵۳۵ م.[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) او را ژانل نیز گویند. ملکهٔ ناپل (۱۳۷۱-۱۴۳۵ م.).[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) پادشاه کاستیل متولد در ۱۴۰۵ و متوفی در ۱۴۵۴ م.[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) او را لوبن میگفتند که به اصطلاح زمان وی بمعنی مرد دلیر باشد. از ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۴ م. پس از فیلیپ ششم دووالوآ پادشاه فرانسه بود. مولد او قصرِ گه دملوئی نزدیک مانس بوده است.[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) کازیمیر پنجم. پادشاه لهستان پسر سی ژیسموند سوم (۱۶۰۹-۱۶۷۲ م.).[ نِ دُوْ وُ ] (اِخ) کمنن . امپراطور یونان از ۱۱۱۸ تا ۱۱۴۳ م.