معنی ژان اول
7 بازدید
[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) پادشاه آراگون متولد در ۱۳۵۰ و متوفی در ۱۳۹۵ م.[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) نام پادشاه کاستیل (۱۳۵۸-۱۳۹۰ م.).[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) پادشاه پرتقال از ۱۳۸۵ تا ۱۴۳۳ م. و مؤسس سلسلهٔ آویز . مولد بسال ۱۳۵۷ در لیسبن و وفات ۱۴۳۳ م.[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) پادشاه سوئد (۱۲۰۱ -۱۲۲۲ م.).[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) ملکهٔ ناپل از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۸۲ م. (۱۳۲۶ -۱۳۸۲ م.).[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) یا ژان البرت . پادشاه لهستان (۱۴۵۹-۱۵۰۱ م.).[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) دوک لورن متولد در ۱۳۳۹ و متوفی در ۱۳۹۰ م.[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) (قدیس) پاپ مسیحی از سال ۵۲۳ تا ۵۲۶ م.[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) تزیمیسس. پادشاه یونان. متولد در ارمنستان بسال ۹۲۵ م. وی از سال ۹۶۹ تا ۹۷۶ م. در یونان پادشاهی کرده است.[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) لوپستم. پادشاه فرانسه. متولد در پاریس بسال ۱۳۱۶ م. وی بعد از مردن پدرش لوئی دهم لوهوتن زائیده شده و چند روز بیش نزیست.[ نِ اَوْ وَ ] (اِخ) لورو. دوک برتانی از ۱۲۳۷ تا ۱۲۸۶ م.
کلمات همقافیه با «ژان اول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر