معنی چین پیدا کردن
6 بازدید
[ پِ کَ دَ ] (مص مرکب) چین خوردن. چروک یافتن. کیس پیدا کردن. نورد و شکنج یافتن. شکن گرفتن. رجوع به جمع شدن شود.
کلمات همقافیه با «چین پیدا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر