معنی چینهدادن
6 بازدید
[ نَ / نِ دَ ] (مص مرکب) دانه دادن به مرغ. دادنِ دان. غذا دادن به طیور از حبوب و شبه آن: زق؛ چینه دادن مرغ بچه را بمنقار. (تاج المصادر بیهقی). عدار؛ چینه دادن مرغ بچه را به منقار. (تاج المصادر بیهقی). زغل؛ چینه دادن مرغ بچه را به منقار. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «چینهدادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر