معنی چیلکدان
7 بازدید
[ لَ ] (اِ مرکب) چینه دان. کراژ. ژاغر. زاغر. حوصله. رجوع به چینه دان شود. - چیلک دان کسی را خالی کردن یا چیلک دان کسی را تکاندن؛ به چاپلوسی و فریب او را به افشای رازهای خود واداشتن. از کسی زیر پاکشی کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «چیلکدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر