معنی چیلانگر
7 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) کسی که چیلان یعنی آلات و ادوات آهنی سازد. چیلان ساز. آنکه افزار آهنین کوچک سازد. چیلانی : ز چیلانگرم شعله در جان گرفت دلم آتش از آب حیوان گرفت. وحید (از آنندراج). رجوع به چیلان شود.
کلمات همقافیه با «چیلانگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر