معنی چیز فرستادن
13 بازدید
[ فِ رِ دَ ] (مص مرکب) هدیه فرستادن. تحفه فرستادن. مال و خواسته ارسال کردن : هم ایرانیان را فرستاد چیز نبشته به هر شهر منشور نیز.فردوسی. کزین پس فزونتر فرستیم چیز که این باج بد تاج بایست نیز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «چیز فرستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر