معنی چیخاچف
6 بازدید
[ چی چِ ] (اِخ) (پیر). سیاح و طبیعی دان روس. در سال ۱۸۱۲م. در گاچینا نزدیک سن پطرزبورگ بدنیا آمد و در ۱۸۹۰م. در فلورانس در گذشت. ابتدا به کارهای سیاسی پرداخت و به مدت دو سال (۱۸۴۲ -۱۸۴۴م.) وابستهٔ سفارت کبرای قسطنطنیه بود. سپس یک مأموریت علمی در کوههای آلتائی یافت چون میخواست بیشتر اوقات خود را به مطالعات زمین شناسی و گیاه شناسی اختصاص دهد از آن استعفا کرد. از سال ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۳م. شش مسافرت به آسیای صغیر کرد و کشورهای دیگر مخصوصاً کشورهای آفریقای شمالی را دید. وی مقالات و خاطرات متعددی به فرانسه نوشت. تألیفات گوناگون وی از این قرار است: سفر علمی در آلتائی شرقی (پاریس، ۱۸۴۴ -۱۸۴۵م.) آسیای صغیر (پاریس ۱۸۵۲ -۱۸۶۹م. در ۸ مجلد) و نامه هائی دربارهٔ ترکیه (بروکسل، ۱۸۵۹م.) اسپانیا الجزیره، و تونس (پاریس ۱۸۸۰م.) نوشت. || برادرش پلاتن هم که در ورسای در سال ۱۸۹۲م. درگذشت سیاح علمی قابل و یکی از مؤسسین انجمن جغرافیائی روس بود.
کلمات همقافیه با «چیخاچف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چف» برای سرودن شعر