معنی چیتگر
9 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) (مرکب از «چیت» + «گر» علامت صفت فاعلی) چیت ساز. || آنکه چیت ها را رنگ کند: به او یک قلم چیتگر یار نیست اگر رشوه چیت قلمکار نیست. طغرا (آنندراج).[ گَ ] (اِخ) دهی است جزء بخش کن شهرستان تهران. در هشت هزارگزی جنوب باختر کن بین دو جادهٔ اسفالت تهران به کرج در جلگه واقع شده است و ۱۴۶ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود محصولش صیفی و انار است. اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جعفرآباد فاروج بخش حومهٔ شهرستان قوچان. در ۷۵هزارگزی باختر قوچان و ۹ هزارگزی جنوب باختری شوسهٔ قدیمی قوچان به شیروان واقع شده است و ۲۶۷ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری می شود. محصولش غلات، انگور است. اهالی به کشاورزی و مالداری و قالیچه بافی اشتغال دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «چیتگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر