معنی چیترتخم
5 بازدید
[ تَ ] (اِخ) نام سرداری از طایفهٔ سارگاتیا در زمان داریوش. وی میگفت که از دودمان هووخشتر است از این رو بر داریوش بشورید و خود را شاه سارگات خواند. داریوش سپاهی از مادیان و پارسیان فراهم آورد و به سرداری تخمسپاد نامی به سرکوبی وی فرستاد، تخمسپاد چیترتخم را شکست داد و وی را به اسیری گرفت و نزد داریوش برد. داریوش بینی و گوشهای او را برید و دو چشمش را برکند سپس وی را به زنجیری بستند و در درگاه نگاه داشتند تا مردمان او را بدیدند پس به امر داریوش او را در اربل مصلوب کردند. (از تاریخ ایران باستان ج ۲ ص ۱۵۷۷ و تاریخ کرد ص ۹۶). چیتهرن تخم. چیتران تخم.
کلمات همقافیه با «چیترتخم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خم» برای سرودن شعر