معنی چیانیدن
5 بازدید
[ چَ دَ ] (مص) فراهم آوردن. جمع کردن. || ذبح کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چیانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر