معنی چگال
8 بازدید
[ چَ ] (ص) هر چیز گران و سنگین و کثیف و درهم نشسته باشد. (برهان) (از انجمن آرا) (آنندراج). چیز گران و کثیف. (جهانگیری) (رشیدی). گران و سنگین و کثیف و درهم نشسته. (ناظم الاطباء). هر جسم جامد که ذرات آن بسیار بهم نزدیک و در هم فشرده است : پیش طبعش گران هوای سبک پیش حلمش سبک زمین چگال. رضی الدین نیشابوری (از آنندراج). || (اِ) سپر تیرانداز. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چگال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر