معنی چکین
6 بازدید
[ چِ ] (ترکی، اِ) به معنی چکن است که نوعی از کشیده و زرکش دوزی و بخیه دوزی باشد. (برهان) (آنندراج). به معنی چکن است. (جهانگیری). زرکش دوزی. (ناظم الاطباء). در ترکی به معنی نوعی از زردوزی روی پشم. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). و رجوع به چکن شود. || در ترکی به معنی سبزه و علف. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || در ترکی گوش است. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).[ چِ ] (اِخ) نام ولایتی هم هست. (برهان) (آنندراج). نام ولایتی. (ناظم الاطباء). مصحف «چکیل» که تلفظ جغتایی نام این ولایت است. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). چگل. و رجوع به چگل شود.[ چِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان رامند بخش بوئین شهرستان قزوین که در ۲۴ هزارگزی بوئین و ۳۶ هزارگزی راه عمومی واقع است و ۶۷۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات. محصولش غلات، چغندر قند، باغات اشجار و سردرختی. شغل اهالی زراعت و بافتن گلیم و جاجیم و راهش ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «چکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر