معنی چکهچکه
6 بازدید
[ چِ کْ کَ چِ کْ کَ ] (ق مرکب) قطره قطره. چیکه چیکه. (در بسیاری لهجه ها). قطره های آب یا هر مایع دیگر که پی در پی چکد. رجوع به چکه شود.
کلمات همقافیه با «چکهچکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر