معنی چکش زدن
5 بازدید
[ چَ کْ کُ زَ دَ ] (مص مرکب) زر یا مس یا آهن را چکش کاری کردن. || چکش زدن برای کسی؛ کنایه است از سعایت وی کردن و بدگویی کردن از او نزد دیگران.
کلمات همقافیه با «چکش زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر