معنی چکره
5 بازدید
[ چَ رَ / رِ ] (اِ) قطره و ریزه های آب که وقت ریختن آب از جایی، آنها بر اطراف و جوانب بجهند و آن را به عربی «رشحه» خوانند. (برهان). قطره ریزه را گویند که از ریختن آب بجهد و آن را به تازی رشحه خوانند. (جهانگیری). قطره ریزه که از آب جهد و آن را به عربی رشحه گویند. (انجمن آرا) (آنندراج) (از رشیدی). قطره و رشحه یعنی ترشح آب و جز آن بر اطراف و جوانب. (ناظم الاطباء). به معنی رشحه یعنی آبی که قطره قطره بچکد. (غیاث). مرادف چکله. (از انجمن آرا) (آنندراج) (از رشیدی). در این ایام بین العوام به چکه معروف است. (انجمن آرا). (آنندراج). پِشینگ (در اصطلاح اهالی خراسان): هفت دریا اندر او یک قطره ای جملهٔ هستی ز موجش چکره ای. مولوی (از انجمن آرا). و رجوع به چکله و چکه شود. || مطلق آنچه از چیزی بچکد. (برهان). و رجوع به چکله شود. || حباب و کف آب و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چکره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر