معنی چکاک
6 بازدید
[ چَ ] (اِ) به معنی پیشانی باشد که عرب ناصیه گویند. (برهان). پیشانی و ناصیه. (ناظم الاطباء). چکاد و چکاده. و رجوع به چکاد و چکاده شود. || قباله نویس و منشورنویس را هم گویند. (برهان). قباله نویس و منشورنویس. (ناظم الاطباء). چک نویس. و رجوع به چک شود. || آن را نیز گویند که در و گوهر سوراخ کند. (برهان). آنکه در و گوهر را سوراخ میکند. (ناظم الاطباء). || قسمی انگور نامرغوب : مکن تو فرق ز پیر و جوان که نکند فرق شکال گرسنه انگور طائفی ز چکاک. سوزنی.
کلمات همقافیه با «چکاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر