معنی چکاوه
4 بازدید
[ چَ وَ / وِ ] (اِ) چکاوک است که به عربی قبره خوانند. (برهان). مرادف چکاو و چکاوک. (از جهانگیری) (از رشیدی) (از انجمن آرا) (آنندراج). چکاوک و قبره. (ناظم الاطباء). عُلعُل و عُلَعِل و عَلعال. (منتهی الارب): بر فرق سر نرگس تر زرد کلاه بر فرق سر چکاوه یک مشت گیاه. منوچهری. رجوع به چکاو و چکاوک شود.
کلمات همقافیه با «چکاوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر