معنی چچک
7 بازدید
[ چَ چُ ] (ترکی، اِ) بمعنی گل باشد که عرب «وَرد» گویند. (برهان) (آنندراج). گل سرخ و سوری و ورد. (ناظم الاطباء). مخفف چیچک است بمعنی گل. (فرهنگ نظام). گل. (فرهنگ شعوری). گل سرخ : گل روی ترکی و من اگر ترک نیستم دانم همینقدر که بترکی است گل چچک. سوزنی (از فرهنگ نظام). رجوع به گل و ورد شود. || بمعنی رخساره هم هست. (برهان) (آنندراج). رخساره و روی زیبا. (ناظم الاطباء). رخسار محبوبان و روی دلبران. (فرهنگ شعوری). چخک. رجوع به رخ شود.[ چَ چَ / چُ چُ / چِ چَ ] (ترکی، اِ) خال. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). چخک. رجوع به چخک شود. || آبلهٔ بچه ها را گویند. (برهان) (آنندراج). مخفف چیچک است، بمعنی آبله. (فرهنگ نظام).[ چِ چَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش سلماس شهرستان خوی که در ۸هزارگزی شمال سلماس در مسیر راه شوسهٔ سلماس به خوی واقع شده جلگه و معتدل است و ۲۰۶ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات، حبوبات، بزرک، شغل اهالی زراعت، گله داری و بافتن جاجیم و راهش شوسه است. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «چچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر