معنی چپ افتادن
6 بازدید
[ چَ اُ دَ ] (مص مرکب) چپ بستن. || مخالفت کردن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). اعتراض کردن. (ناظم الاطباء). مخالف یا دشمن بودن. (فرهنگ نظام). - چپ افتادن باکسی؛ کینه از وی بدل گرفتن. با او بد شدن. دشمن شدن با وی : از چشم هوس عیش و طرب افتاده است با راست روان زمانه چپ افتاده است. ظهوری (از آنندراج). || مکاری ورزیدن. (آنندراج). حیله بکار بردن. (ناظم الاطباء). || در طرف چپ افتادن چیزی. (فرهنگ نظام). برگشتن بطرف چپ : با حریفان همه درساخته غیر از با ما کشتی ما و تو افتاده همین تنها چپ. شفایی (از آنندراج). رجوع به چپ بستن شود.
کلمات همقافیه با «چپ افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر