معنی چپیره
6 بازدید
[ چَ رَ / رِ ] (اِ) جمع گشتن بود قومی را. (فرهنگ اسدی). آماده شدن. (شعوری). چبیره. اجتماع و ازدحام مردم و سپاه : بفرمودشان تا چپیره شدند سپاه و سپهبد پذیره شدند. فردوسی (از فرهنگ اسدی). رجوع به چبیره شود.
کلمات همقافیه با «چپیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر