معنی چپلک
7 بازدید
[ چِ لَ ] (ص) پلید و مردار و بناشایست آلوده را گویند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کسی که خود را به چیزهایی آلوده دارد و کارهای ناشایسته و چرکین کند. (جهانگیری). کسی که خود را به اعمال رذیله آلوده کند. (فرهنگ نظام). چپل. چرکین و نکبتی و ناتمیز: هرکو بجز از تو بجهانداری بنشست بیدادگر است و چپلک، بی خرد و بس. منوچهری (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «چپلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر