معنی چپانی
6 بازدید
[ چَ/ چَ پْ پا ] (ص) مردم بی سروپا و کهنه پوش راگویند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء): سگ چپانیان بازارم از بزرگان شهر بیزارم. ؟ (از آنندراج). بدانکه یار به از دلبری چپانی نیست ز حسن جامه چه حاصل که یار جانی نیست. سیفی (از آنندراج). || غدار و حیله باز. (ناظم الاطباء). قلاش. (فرهنگ شعوری). رند. عیار. ژنده پوش : بهرجا سحرساز و نکته پردازیست در عالم ز عریانی بود در جامهٔ رندان چپانی. وحشی (از فرهنگ شعوری). بحمداللََّه که چپانی و رندیم اگر در یزد و گر در ملک هندیم. فوقی یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چپانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر