معنی چوگان مشکین
5 بازدید
[ چَ / چُو نِ مُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از زلف است : گوی سیمین دارد و چوگان مشکین آن پسر با چنین گوی و چنین چوگان کند جولان پری. سوزنی.
کلمات همقافیه با «چوگان مشکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر