معنی چوگانپرست
5 بازدید
[ چَ / چُو گامْ پَ رَ ] (نف مرکب) آنکه چوگان معبود او باشد. و این کنایه از کمال شوق بچوگان بازی بود. (آنندراج). پرستندهٔ چوگان. که چوگان پرستد. که چوگان تا حد پرستش دوست بدارد. که چوگان را ستایش کند. و چون صفت چرخ قرار گیرد و یا برای چرخ و فلک صفت آورده شود، کنایه از اشتیاق به واژونه گردی و ناراست روی است : یکی روز کاین چرخ چوگان پرست ز شب بازی آورد گوئی بدست.نظامی.
کلمات همقافیه با «چوگانپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر