معنی چوچه
7 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ) بمعنی چوبه است. (از جهانگیری). چوبی باشد که بدان خمیر نان را تنک سازند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به چوبه شود. تیرک دیرک. || جوزه و چوزه. || قو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چوچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر