معنی چوغری
7 بازدید
[ غَ ] (ترکی، اِ) ماست که آب آن را گرفته باشند. ماست کیسه ای چغرات. (فرهنگ نعمةاللََّه). ماست و یا چغرلاتی که در کیسه باقی ماند پس از چکیدن آب وی (ناظم الاطباء). چکیده : وآن زر از تو باز خواهد آنکه تا اکنون از او چوغری خوردی همی و طایفی و لیولنگ. غمناک (از فرهنگ اسدی). || اسب خاکی رنگ برنگ کبک. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چوغری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر