معنی چوخا

معنی چوخا

6 بازدید
(اِ) جامه ای است پشمین. (شرفنامهٔ منیری). جامه واری که از پشم بافته باشند. (برهان) (ناظم الاطباء). جامهٔ پشمین کوتاه که نوعی از لباس فقراست و ترکی است. (غیاث اللغات). جامه پشمین که در تبرستان بافند و بپوشند و آن را چوخه نیز گویند. (آنندراج) (انجمن آرا). چوخه. پارچه بی کرکی که از پشم بافته میشود و در مازندران بسیار بافته میشود. (فرهنگ نظام). قسمی جامهٔ پشمین خشن که از مازندران آرند و به روی دیگر جامه ها پوشند و به روزگار ما هنوز معمول است و در عربی آن را جوخ گویند. (قطر المحیط) (یادداشت مؤلف). استی. چوقه (نیم تنه قفقازی). گیلکی چوخه (نیم تنهٔ پشمین بی دوخت و بدون آستین که بیشتر گله بانان و ساربانان پوشند). در ترکی «چوغا» (جامهٔ پوستین)، معرب آن «جوخ». (حاشیهٔ برهان چ معین). جامهٔ پشمی خشن که چوپانان و برزیگران پوشند. (فرهنگ فارسی معین). || جامه ای که نصاری پوشند. (برهان). جامهٔ پشمین که راهبان در کلیسا می پوشیده اند. (آنندراج). نوعی از جامهٔ نصاری. (ناظم الاطباء): مرا بینند در سوراخ غاری شده مولوزن و پوشیده چوخا.خاقانی. || نوعی از پوشش کوتاه که بهند جوکیانش پوشند و آن را کفتها گویند. (شرفنامهٔ منیری). || عبا. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «چوخا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید