معنی چوب نهادن
5 بازدید
[ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) قراردادن چوب. وضع کردن چوب. شحط. شحوط. مشحط. چوبی را در پهلو و بیخ رز نهادن تا بدان بر وادیج خود برآید.
کلمات همقافیه با «چوب نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر