معنی چوبشکن
5 بازدید
[ شِ کَ ] (نف مرکب) شکننده چوب. که چوب شکند. چوب شکننده. || (اِ مرکب) مرغی که دار اشکنگ نیز گویند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چوبشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر