معنی چوبدستی

معنی چوبدستی

5 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) چوبدست. عصا. (دهار) (ناظم الاطباء). از ربه. باهو. تکا. رمیر. سلاح. عر زحلة. قریة. قصید. قصیده. قناة. کواز. تیخه. (منتهی الارب). مرزبه. (دهار). مطواح. مقدعه. منسة. منساة. منساس. نجا. نفعه. وقام. هادیه. هراوه. (منتهی الارب) (دهار): شبانان که آهوپرستی کنند ز تیرش همه چوبدستی کنند.نظامی. پیری آمد ز خشم و کینه بجوش چوبدستی برآوریده بدوش.نظامی. ز غم ترسان بهشیاری و مستی چو مار از سنگ و گرگ از چوبدستی. نظامی. قلندروار کف بر لب ز مستی ز تیر کشتی او را چوبدستی. سعید اشرف (در تعریف دریا از آنندراج). امار؛ زدن کسی را بچوب دستی. تقفی؛ چوبدستی زدن. تهری؛ بچوب دستی زدن. عتله؛ چوبدستی بزرگ مانندی از آهن سرپهن که بدان دیوار بشکنند. چوبدستی سطبر درشت. عجراء؛ چوبدستی با گرهٔ بیرون آمده. عکوز؛ چوبدستی آهن دار. فرع؛ به چوبدستی زدن بر سر کسی. قشبار؛ چوبدستی درشت. کفر؛ چوبدستی کوتاه. مِرْزَبة، مِرْزَبّة؛ چوبدستی و عصای آهنین. مقلد؛ چوبدستی سرکج. مهزام؛ چوبدستی کوتاه. مهمزه؛ چوبدستی یا عصا که بر سر آن آهن باشد و بدان خر رانند. هجب؛ بچوبدستی زدن. هرو؛ بچوب دستی زدن کسی را. هری؛ بچوب دستی زدن کسی را. (منتهی الارب). رجوع به چوبدست شود.

کلمات هم‌قافیه با «چوبدستی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید