معنی چوبداری
5 بازدید
(حامص مرکب) حفاظت و نگهبانی چوب. || عمل و شغل چوبدار که خرید و فروش گوسفند باشد. || یکی از مشاغل میدان های بارفروشی است. قپانداری. || (اِ مرکب) حق یا مبلغی که خریدار بعنوان حق توزین به چوبدار (قپاندار) می پردازد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «چوبداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر