معنی چوبخواره
6 بازدید
[ خوا / خا رَ / رِ ] (اِ مرکب) چوبخوار. چوب خوارک. سرفه. (زمخشری). ارضه. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی) (دستور اللغة). موریانه. اورنگ (در تداول مردم قزوین). رجوع به موریانه شود.
کلمات همقافیه با «چوبخواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر