معنی چوبتراش
6 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) تراشندهٔ چوب. خراشنده و ورقه ها از سطح چوب برکننده. نحات. خراط. || (اِ مرکب) رند. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی). رنده. آلتی که بدان از سطح چوب ورقه های نازک جدا کنند.[ تَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گرگاه بخش ویسیان شهرستان خرم آباد که در ۲۴ گزی خاور ماسور و ۲۴ گزی خاور راه شوسهٔ خرم آباد به اندیمشک واقع است. جلگه و معتدل است. ۳۵۰ تن سکنه دارد. از رود طاف مشروب میشود. از محصولاتش غلات، لبنیات و حبوبات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند. راهش مالرو است. ساکنین آن از طایفهٔ بازگراند و در چادر سکونت دارند. در این آبادی بقعه ای بنام مادر کک احمد وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «چوبتراش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر