معنی چوبانداز
5 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) که چوب اندازد. اندازندهٔ چوب. || (ق مرکب) تقویمی بی توجه به نرخ معلوم و متداول. با تخمین. غلطانداز. علی اللهی. چکی. با تخمینی جاهلانه و سرسری گفتن بهای چیزی را بگزاف. تقویم بی فکر و رویه. - بهای چیزی را چوب انداز گفتن؛ بدون مطابقت واقعی آن، به احتمال گول خوردن مشتری قیمتی بگزاف گفتن.
کلمات همقافیه با «چوبانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر