معنی چواک
5 بازدید
[ چُ ] (اِ) نانی باشد که آن را بروغن بریان کنند. (جهانگیری). نانی که آن را بروغن بریان کنند و آن را چُواکک نیز گویند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام): عدس و باقلی و سیر و پنیر و زیتون در پیش نان چُواک است و مقیل و ملبار. بسحاق اطعمه (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «چواک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر